احمد مجد الاسلام كرمانى

70

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

است و اگر اين حادثه پيش نيامده بود خود ملت او را باكمال حقارت و مذمت طرد و تبعيد ميكردند ولى حسن اقبال او اينطور اقتضا كرد كه بانهايت مظلوميت كشته شود و آثار تاريخى از او در دنيا بيادگار بماند و در جرائد بزرگ اروپا ولتر ايران نام برده شود . شاه و ملك المتكلمين مجملا همه روزه حاجى ملك منتظر بود كه حادثهء پيش بيايد و او شاه را در آن حادثه مقصر بنمايد و اذهان مردم را از شاه منصرف كند ، وزرا عظام هم به اين مقصود حاجى خيلى كمك كردند ، چرا كه در هر نقطه هر قسم اغتشاشى رخ ميداد و آنها از اصلاحش عاجز ميشدند ، براى آنكه در مجلس اعتراف بعجز و قصور و عدم لياقت خود نكنند ، وقوع آن اغتشاشات نسبت بعدم مساعدت شاه با مجلس ميدادند و اگر هم عينا نتوانستند اظهار كنند در مجلس علنى بكنايه و در مجالس سريه علنا اظهار ، بلكه بر صحت مدعى خود اصرار ميكردند ، گذشته از وزراء عظام واقعا طبيعت هم با حاجى ملك همراه و مساعد بود ، يعنى همه روزه يك اتفاق ناگوارى در يك سمت ايران واقع ميشد و اهل دانش ميدانند وقوع اين حوادث نتيجه تغيير مسلك چندين هزار ساله دولت بوده نه تحريك شاه ، و مسلم است در مملكتى كه پنج شش هزار سال حكومت مستبده متعلقه بوده و هر پادشاهى ده درجه بالاتر از ذات الوهيت مطاعيت داشته و هر اميرى و هر مجتهد ، يا هر وزيرى ، بلكه هرحاكمى ، هرمير پنجى ، هر سرتيپى ، بلكه هر كدخداى ، محله‌اى ، هر فراشى ، صاحب اختيار جان و مال و تمام هستى تبعه بوده و هيچ وقت مسئول اعمال خود نبوده‌اند و هرچه ميخواسته‌اند ميكرده‌اند ، لايسئلون عما يفعلون حالا صداى آزادى در چنين مملكتى زده شود و حدود تمام افراد حتى شخص پادشاه در تحت قانون معين شود ، كه به قدر سرسوزنى